سراسر زندگی کودکان در سال‌های اولیه مملو از تجارب حسی می باشد.کودکان از بدو تولد از طریق لمس، چشیدن،دیدن،بوییدن و شنیدن در مورد دنیای اطراف خود فرا می‌گیرند.به عبارتی این تجارب و فعالیت‌های حسی امری قطعی برای تکامل مغز میباشد یا بهتر است اینگونه فکر کنیم که حس غذای مغز است.

  سیستم‌های حسی باعث ارسال پیام‌هایی به نواحی مختلف مغز کودک می‌شود و با ارتباط دادن آنها از طریق مسیرهای حسی وی را برای همه یادگیری ها آماده و تقویت می‌کند. بر اساس آمارهای مستند ۵ تا ۱۳ درصد از کودکانی که وارد مدرسه می‌شوند به درجاتی از اختلالات یکپارچگی حسی دچار هستند که از این بین نزدیک به ۷۰ درصد از آنان را پسران شامل می‌شوند این مشکلات باعث می‌شود تا دامنه وسیعی از عملکردهای روزمره کودک از جمله مهارت های حرکتی، بازی، توجه و تمرکز، خلق و خو و تعامل با همسالان دستخوش تغییرات ناخوشایند گردد.

 گرچه این مشکلات گاهی می تواند همراه با اختلالاتی نظیر طیف اتیسم، بیش فعالی و نقص توجه و اختلالات یادگیری و… باشد اما در مواردی نه چندان کم می تواند صرفاً به صورت اختلال در یکپارچگی حسی مطرح شده و یک تشخیص پزشکی مشخص را در برنگیرد.

مداخلات درمانی برای این اختلال شامل استفاده از فعالیت ها و بازی های حسی می باشد که کمک می کند تا سیستم های حسی بازآموزی و تنظیم شوند.

 نکته مهم آن است که این فعالیت‌ها باید در قالبی بازی گونه به چالش‌های حسی کودک بپردازد و انجام آنها با رویکرد کودک محور و همراه با احساس موفقیت باشد در ادامه درمان، هدف آن است که یادگیری های حسی و پاسخ های مناسب حاصل از آن به محیط های خارج از کلینیک از جمله منزل و هر حیطه دیگری در زندگی کودک تأمین یابد 

نکته دیگر آن است که مداخلات حسی زمانی موثرتر است که درمانگران با دادن آگاهی کافی به والدین آنها را در فرآیند درمان وارد کرده و با آموزش آن ها، تکرار این فعالیت‌ها را در خارج از کلینیک تکلیف و تشویق کنند.

طی سال‌های اخیر مربیان بالینگران و حتی والدین علاقه نشان داده اند که با شیوه ها و راه های گوناگون فعالیت های ادراکی حرکتی را به همان ترتیب که برای کودکان معلول رایج است در برنامه آموزشی دوره پیش دبستانی و ابتدایی کودکان عادی نیز بگنجانند.

تعریف فعالیت های حرکتی ادراکی و تعیین نقش آن در فرآیند یادگیری امری اساسی است نخست محرک  یا محرک هایی به حواس ارائه شده و آنها را تحریک می‌کنند که دریافت یا رمزگشایی پیام نامیده می شود پس از تحریک پیام از طریق اعصاب آوران به مغز انتقال می‌یابد این فرایند را درون داد گویند وقتی پیام به مغز یا سطح قشری مغز می رسد فرایند سازماندهی و یکپارچه سازی رخ می‌دهد.  پیام های دریافتی در نتیجه ترکیب با اطلاعات و تجربیات پیشین تفسیر و تصمیمات لازم برای عمل اتخاذ می‌شود،تصمیم ها به وسیله اعصاب وابران به اندام های عمل کننده و مکانیسم پاسخ انتقال می‌یابد این فرایند را برونداد می‌نامند سرانجام پاسخ به صورت بیان لفظی یا کنش حرکتی نشان داده می شود.

پس از ظهور پاسخ و مشاهده آن یک مکانیزم بازخورد ضمن پالودن این آگاهی مجدداً آن را به چرخه محرک ها باز می گرداند که موجب ایجاد تغییر در محرک و درون داد می شود حالا اگر پاسخ درست و موفقیت آمیز بود این اطلاعات را برای کاربردهای بعدی نگهداری و ذخیره می کند اما اگر پاسخ نادرست بود یک پاسخ جانشین برای تصحیح پاسخ قبلی ایجاد و ارائه می‌شود اگر فرد در ارائه پاسخ اصلاحی ناموفق باشد ناگزیر به ناکامی و شکست تسلیم خواهد شد چون کنش های حرکتی و ادراکی به هم وابسته اند از این رو رشد یک نظام پردازش حرکتی ادراکی کارآمد در کودک برای اجرای موفقیت آمیز هر تکلیف از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *