از نظر استرنبرگ هوش مجوعه ایی از توانایی ها برای رسیدن به موفقیت است که تحت تاثیر عوامل اجتماعی و محیطی نیز هستند.

برای درک بهتر این موضوع باید تعریفی مناسب برای

الف-توانایی

ب-موفقیت

 ارائه بدهیم.

الف-توانایی یا توانمند

قبل از تعریف درست توانمندی باید نگاه اکثریت جامعه را بررسی کنیم،نگاهی که ملاک برچسب گذاری کودکان در اکثر خانواده هاست.

از نظر مردم توانایی یعنی آچار فرانسه بودن!!!

کسی توانمند است که خودش را درگیر همه پیچ و مهره های زندگی بکند،همه کاره باشد و در چند زمینه تخصصی عمل کند،این دیدگاه سنتی توانمندی است.

توانایی یا توانمندی یعنی به انجام رساندن کارها در حداقل زمان با صرف کمترین مقدار انرژی.

یعنی به کارگیری افراد با توانایی و مهارت های مختلف در جهت رسیدن به هدف .

ب-موفقیت

یكی از دغدغه های اصلی این روز های خانواده ها پیشرفت و موفقیت فرزندانشان در زندگیست،ولی چند درصد از خانواده ها تعریف مشخص و درستی از موفقیت دارند؟

آیا موفقیت رتبه برتر شدن در كنكور است؟

آیا موفقیت قبول شدن در یك رشته خوب،در یك دانشگاه خوب است؟

آیا موفقیت كسب درآمد زیاد در زندگی یا به اصطلاح عامیانه پول دار شدن است؟

و ده ها سوالی دیگر كه با آیا شروع می شوند؟

پس برای رسیدن به موفقیت ابتدا باید موفقیت را برای خود تعریف كنیم.

تقریبا برای همه كسانی كه زندگی هدفمند دارند،موفقیت برایشان یك هدف است كه بر اساس توانمندی و شخصیت خود این هدف را مشخص می كنند.

در نتیجه به اندازه تمام انسان های روی زمین موفقیت و راه رسیدن به موفقیت وجود دارد،چون توانمندی،استعداد و شخصیت انسان ها با هم فرق می كند و انسان ها با هم متفاوتند.

ولی مشكل اینجاست كه همه خانواده ها موفقیت را در دست اطرافیان و نزدیكان خود می بینند،یا به اصطلاح برای آنان مرغ همسایه غازه!!!

و از نظر آنان موفقیت چیزی است كه دیگران به دست آوردند و فرزندشان برای رسیدن به موفقیت باید طبق آن دستورالعمل رفتار كند.

شاید با انجام دستورالعمل به نقطه ایی كه مد نظر والدین هست برسد ولی آیا این موفقیت است؟

لازمه موفقیت داشتن حال درونی خوب و رضایت از خود و باور توانمندی های خود است.

وقتی خانواده فرزندشان را برای رسیدن به موفقیت در مسیری قرار می دهند كه مختص آن نیست و با ویژگی های درونیش سازگار نیست به او القا می كنند كه دیگران بهتر از تو هستند و برای بهتر شدن باید از آنها تقلید و پیروی كنی!

این برخورد،حال درونی خوبی برای شخص ایجاد نمی كند،پس بنابراین لازمه ابتدایی برای رسیدن به موفقیت را ندارد.

می توان از جمع این موضوعات این نتیجه را گرفت که موفقیت و توانمندی شخصی و مانند اثر انگشت هرکسی هستند که البته محیط تاثیر به سزایی در آن می گذارد.

محیط در برگیرنده خانواده،دوستان،خانه،اتاق فرزندتان،مدرسه و… از زمان تولد یا حتی قبل از تولد تا طول زندگی هر فرد است.  محیط موضوعی که استرنبرگ به آن توجه کرده و وجه تمایز نظریه او با نظریات دیگر است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *